مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

341

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

فصل پنجم : در غرب در گوشهء چشم از جانب بينى ريشى بود كه ناسور « 1 » گردد . هرگاه دست بر پلك زيرين نهند چرك بيرون آيد « 2 » . علاجش فصد ، اگر خون غالب بود و اسهال به قرص بنفشه و « 3 » شياف غرب به كار دارند و اجزاى آن اين است « 4 » : كندر « 5 » ، انزروت « 6 » ، دم الاخوين « 7 » ، سرمهء اصفهانى « 8 » ، شبّ « 9 » ، گلنار از هريكى يك درم ، زنجار « 10 » ربع يك درم ، شياف « 11 » به آب سوده درچكانند . بعد از آنكه از چرك پاك كرده باشند و بر اين مداومت نمايند اگر اين تدبير كفايت نبود « 12 » داغ بايد كرد . فصل ششم : در نزول آب و آن « 13 » رطوبتى غريبه باشد كه در ثقبهء عنبيّه ميان رطوبت بيضه و طبقهء قرنيه بايستد و

--> ( 1 ) . ل ، ف : ناصور ؛ ناسور : النّاسور و النّاصور : ريشى كه بر گوشهء چشم افتد و جايهاى ديگر . ( السّامى ، ص 219 ) . ( 2 ) . س : رود . ( 3 ) . س : - و . ( 4 ) . ف ، ل : + صبر . ( 5 ) . كندر : لغت عربى است و گويند فارسى است و به يونانى قيبوطيسرون و به سريانى ليانون و به رومى سيفروس نامند . ماهيت آن علك و صمغ شجرى است خاردار به قدر دو ذرع و برگ و تخم آن شبيه به برگ و تخم مورد و مايل به زردى . ( مخزن الادويه ، ص 764 ) . ( 6 ) . انزروت : بر وزن و معنى عنزروت است و آن صمغى باشد تلخ كه بيشتر در مرهمها به كار برند . ( لغتنامه ) ( 7 ) . دم الأخوين : شياب خوانند و ايدع و دم النتين و دم الثعبان و به پارسى خون سياوشان و به عربى فاطر الدّم خوانند و مؤلّف گويد : سه نوع است : چكيده و خشبى و ترابى ، و بهترين آن چكيده بود صافى كه قطعا در وى موم نبود ( اختيارات ، ص 169 ) . ( 8 ) . سرمهء اصفهانى : اثمد ، كحل اصفهانى است و به پارسى سرمهء اصفهانى گويند و آن معدنى است و بهترينش آن بود كه شفّاف بود و بىسنگ باشد ، آن را به روغن گاو چرب كنند و بسوزانند تا اندك نفتى سياه كه بر آن باشد بسوزد ، پس بسايند و به كار برند ( اختيارات بديعى ، ص 19 ) . ( 9 ) . شبّ : نوعى از زاج باشد و آن را زاج بلور خوانند و گويند كه آن از كوه فرو چكد و مانند پخ بفسرد و بهترين وى آن است كه از جانب يمن آورند و گويند كه به اين معنى عربى است ( برهان ) . ( 10 ) . زنجار : معرّب زنگار است و آن دو نوع مىباشد : معدنى و عملى ، و بهترين آن معدنى است از كان مس آورند ( برهان ) . ( 11 ) . ف ، ل : + ساخته . ( 12 ) . س : - نبود . ( 13 ) . ف ، ل : - و آن .